تبليغاتX
سبــــکـبــال

چقدر قشنگ بود تکه ای از بهشت . بعد از یک هفته ، شادمانی بودن با عزیزان در دره ای دل سپرده به پاییز . همکاری در مددکاری کار سختیست . شاید مشکلات دیگران را شخصی می کنم . این احتمالن گذرا ست . چشم های شاد الهام کوچولو و فقر اطرافش دلم را گرفته . تا کجا می شود روح های زخمی را مداوا کرد ؟ روح زخمی را فقط محبت درمان می کند و من محبت را چطور برایشان به ارمغان برم ؟

+ نوشته شده در جمعه 1385/08/19ساعت 17:8 توسط سبـکبال |

می اندیشیدیم که گناه تکرار تجربه هاست و شیطان از دریچه ی صدف پوسیده ای سرک کشید و گفت :

"خداوند اداره جهان را به انسان سپرده است "

در ساحل بودم 

از مرغ دریایی ندا رسید هیچ کلمه ای سفیدی حضور مرا آیینه نمی شود

گوش دادم به سقوط بلوط پیر  در جنگل انبوه پشت سرم

وباد ندا داد :

 " راز جاودانگی را در قوزک پایش بخوان"

و نهال نو می گفت :

" روز و شب حیات مرا کفاف می دهد "

زمستانی از پی زمستانی می گذشت تا در بامدادی سفید

شعله ای در هیات زنی

دستش را بر شانه ی سردم گذاشت .

                                                                                       از زنده یاد حسین پناهی ( من و نازی )

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/08/16ساعت 19:56 توسط سبـکبال |

دزددیروز در اخبار شنیدم که آزاد راه قزوین – رشت افتتاح شد . کلی از مزایای آن هم گفتند . نمی دانم چرا این همه بودجه صرف گسترش راه های جاده ای می شه در حالیکه تقریبن هیچ بودجه ای برای گسترش راه های ریلی که مزایای اثبات شده ای دارند نمی شه . خطر ، هزینه و منابع کمتر از مزایای مسافرت های ریلی است که متاسفانه به دلایل دست های پشت پرده به فراموشی سپرده شده . توسعه ی راه های جاده ای یعنی ایجاد پتانسیل بیشتر برای فروش بیشتر خودرو در حالیکه گسترش قطار به جیب هیچ سرمایه دار گردن کلفتی نفعی نمی رسونه و نفعش به مردم از لحاظ جانی و به طبیعت از لحاظ پاکی می رسه . این مملکت غارتگران عاقبت اندیشی نداشته و نداره . از دزدان محترم ( سرمایه داران کلانی که سیاست های دولت از اونها الهام می گیره ) خواهشمند است اگر به فکر مردم نیستند لااقل کمی به فکر آینده ی سفره ی باز خودشان باشند . خیلی چیزها قابل بازگشت نیست ...

+ نوشته شده در جمعه 1385/08/12ساعت 15:26 توسط سبـکبال |

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود  ...   وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر  ...  آری شود ولیک به خون جگر شود

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/08/10ساعت 15:40 توسط سبـکبال |

آدم آهنی

تو ایران به تعداد افراد نیاز به پلیس هست . از اون جایی که خود پلیس های ایرانی هم در همین ایران تربیت شدن خود اونها هم به پلیس نیاز دارن ( شاید حتی بیشتر از یک پلیس ) . فرض آوردن پلیس از دول خارجه هم منتفی چون ظرف دو سه ماه اونها هم تبدیل به متقلبین دست اولی می شن . پس پیشنهاد می شود آدم آهنی هایی ارزان قیمت برای کنترل ما ایرانی اختراع شود . شایان ذکر است این روبات ها نبایستی نفوذ پذیر باشند چون به چشم به هم زدنی مغز ایرونی ازشون موجوداتی منفعت طلب و باج گیر درست می کنه و در نهایت ویروسی می شن .

+ نوشته شده در جمعه 1385/08/05ساعت 17:37 توسط سبـکبال |