تو این مدت که استراحت پزشکی دارم تقریبن هفته ای چند تا فیلم دیدم . یه کلوپی تو محلمونه که فیلمای روز دنیا رو با زیر نویس فارسی کرایه می ده . بعضیاش خیلی آبکی ان ولی خوب تعدادیشون هم خوبن .
باغبان وفادار : گوشه ای از استعمار جدید در آفریقا . احتمالن سینما یک بزودی نشونش می ده .
با او حرف بزن : عشقی از نوع متفاوت . آشنایی زدایی از رابطه متداول عشق
پیانیست : منظری از جنگ جهانی دوم و پیانیستی یهودی .
هیات منصفه ی فراری : نقد جامعه ی آمریکا که هر کسی می تونه سلاح بدست بگیرد و ....
زندگی من : آخرین ماه های زندگی یک بیمار سرطانی . توجه به مسایلی که ظاهرن ربطی به بیماری ندارند ولی کاملن بیماری از آنها ریشه می گیره .
مرد سیندرلایی : ماجرای یک بوکسر . او تبدیل به نماد طبقه ی کارگر شد و ...
رمز داوینچی : زیر سوال بردن رابطه ی مریم مجدلیه و عیسی مسیح
استیگما : دگران هم بکنن آنچه مسیحا می کرد . بیان موضوعی روحانی و به دور از منطق روزمره
ده : موجز و کوتاه از مشکلات زن ایرانی طلاق گرفته . ( عباس کیارستمی )
بی وفا :ماندن در وضعیت میان خیانت و وفاداری . اضطراب ، پشیمانی و قتل
مردی از میادین بهشت : بی کاری و بی پولی یک نویسنده و اقدام در جهت رفع نیاز مالی
به عوض لعنت کردن شب و تاریکی ، شمعی بیفروز ...
یه راه حل جدید برای گذشتن از مشکلات . دنیا مثل صفحه ی کاغذ نیست که دو با دو همیشه بشه چهار . گاهی یک و یک می شه یه دنیای بزرگ که هیشکی نمی تونه حتی یه گوششو تصور کنه ، حالیته ؟
بخشیدن دیگری از الزامات دوست داشتنه . همه ی ما بدون استثنا اشتباه می کنیم و این گریز ناپذیره اما چیزی که مهمه قدرت گذشت از خطاهای یکدیگره .
به همون نسبت که دیگری رو بدون احساس مالکیت دوست داریم می تونیم بر خطاهاش چشم بپوشیم . فقط نباید یادمون بره که موجبات دلخوریمونو در وقتی که عصبانی نیستیم با ملایمت و بدون کنایه به طرف گوشزد کنیم .
سه لامپ روشن + یک لامپ روشن = قطع کلی برق
شکی نیست که مصرف صحیح انرژی بویژه برق ، راه مستقیمی است در کمک به طبیعت اما جالب است که این همه در خواست با اقدام سفیهانه ی دولتمردان راه به جایی نمی برد . عقب نبردن ساعت کشور در سال جاری که از فراست بسیار ایشان است و علیرغم اعلام کاهش ۵/۱ درصدی توسط مدیر دفتر مدیریت مصرف برق شرکت توانیر در سال اتخاذ شده ، سبب می شود تا در ساعات طولانی شب در طول شش ماه ابتدای سال ، فشار زیادی بر نیروگاه های کشور و منابع آبی وارد شود (تقریبن تمام نیروگاه های کشور از بخار آب برای چرخاندن توربین استفاده می کنند ) . واقعن که کار از دست کاردان در آمده است . گرمای هوای امسال و سرانه مصرف بیش از سه برابر استاندارد جهانی در ایران (۲۵۰۰ کیلو وات ساعت در سال برای هر خانوار ) قضیه را پیچیده تر می کند . خدا آخر و عاقبت ما را به خیر گرداند .
می گویند بهش فکر نکن ، درباره اش چیزی نخوان ، چیزی نگو . ولی باید گفت تا شاید در راه مانده ای از این بیماری بتواند کورسوی امیدی را ببیند .
بیماری من نوعی از لوسمی حاد ( سرطان خون - A.M.L ) بود که در اسفند ۸۲ بروز کرد . چند مرتبه شیمی درمانی و نهایتن پیوند مغز استخوان در تیر ۸۳ . دوران سختی بود ولی گذشت . در سال گذشته دوباره بازگشت و این بار تا لب پرتگاه رفتم ولی به دعای دوستان و یاری مادر و میلاد و دیگران باز گشتم . الان خیلی خوبم . خیلی بهتر از گذشته . شاید حتی بهتر از قبل بیماری . در آن دوره هیچگاه نخواستم که خود را بیمار بدانم یا حداقل آن را زیاد جدی نگرفتم و همین باعث شد تا قدرتش کم شود .
پیروزی بر انواع مریضی ها حتی سخت ترین شان یک دستورالعمل ساده دارد ، جسم از فرامین مغز به طور کامل تبعیت می کند . جسم چاره ای جز فرمان برداری از ذهن ندارد و وقتی ذهن و فکر بیمار شود و در آتش خشم فروخفته ، کینه ، حسد و ... فرو رود ، جسم نمود آن را نشان خواهد داد . شاید خیلی اقراق آمیز باشد ولی برخورد یک ماشین به فرد هم از ناخودآگاه فرد سرچشمه می گیرد زیرا میل به تخریب خود ، او را به گرفتن تصمیمی نادرست و تخمین اشتباه می کشاند .
اگر از کسی کینه ای به دل داریم ، اگر حرفی بر روی دلمان سنگینی می کند ، اگر دلمان شکسته ، اگر احساس گناه داریم و ... همین امروز به تخلیه ی آن بپردازیم . اگر سطحی به قضیه نگاه کنیم باید گفت که همه ی آنها را باید دور ریخت ولی به این راحتی نیست . حرف زدن با یک فرد امین ، نوشتن و یا صحبت رو در رو با کسی که از او دل چرکینیم بهترین ها می تواند باشد .
به جرات می گویم تنها بخش کوچکی از امراض خارج از این ماجرا هستند . به شخصه هر چه بیشتر کینه و بغض را دور کردم و بخشیدم ، بیشتر به وادی سلامت وارد شدم . جسمتان منتظر است .
رابطه سالم زن و شوهر از نگاه روانپزشكان (آزادی های مشروع یکدیگر راسلب نکنید )
مردان بیش از زنان درگیر عشق می شوند
كاهش وزن بيش از 2 تا 4 كيلو در ماه به بدن صدمه ميزند
هر چه بیشتر می گذرد به اتفاقات خارج از حیطه علم و منطق بشری بیشتر معتقد می شوم . به یقین می گویم که قوانین نانوشته ای بر تمام هستی جاریست که قابل توضیح نیستند . احترام به تمام هستی ، طبیعت و جانداران و حیات برگرفته از همین قانون است . هر آنچه به حیات قوام ببخشد در راستای خیر و هر چه بر ضد آن است شر می باشد . موجودات در این جهان به هم پیوسته اند . آسیب و دستکاری در هر قسمت از آن بی شک در دیگر زمان و دیگر مکان بازتاب خواهد داشت . اینها خرافات نیست بلکه نادانسته هایند .
دو درخت سپیدار تا چندی پیش به فاصله ی یک و نیم متر از هم در کوه تناور شده بودند . چشمه ای در نزدیکی شان آب گوارایی داشت که گاه گاهی کنارش می رفتم . چندی پیش که به آنجا رفتم آن دو درخت را بریده بودند . آب چشمه هم خشک شده بود . گویی این آب فقط به خاطر آن دو درخت جاری بود . این گونه اتفاقات بی ربط نیستند ،باور کنید .
****************
محیط بانان سازمان محیط زیست انسان های از جان گذشته ای هستند با دستمزدی بسیار پایین . معمولن همیشه در طبیعت پاس می دهند تا از گیاهان و حیوانات در نواحی حفاظت شده محافظت کنند. به درستی که شغلی بسیار شریف و آبرومند است . آنچه در این میان باعث تاسف می باشد نبودن قوانین محکم برای حفظ محیط زیست و محیط بانان است . محیط بان باید فقط با پند و اندرز با متجاوزین برخورد کند و آنگاه که قصد برخورد با آنها را دارند اتفاقات ناگواری بروز می کند . تعداد محیط بانانی که در این را تاکنون شهید شده اند بسیارند و خاطیان بی قید و رها.
پـــــشـت هر چهره ای یه دنیای پر رمز و راز خوابیده . فرقی نمی کنه آدم بزرگــی باشه یا کوچیـــک . پای صحبت هر کی بشینی می بینی کلی آرزو داشته ، سرش به سنگ خورده ، شاد شده ، غمگین شده ، عاشق شده ، دلش شکسته ، گریه کرده و ...
اصلن فکر نمی کردم که پشت چهره ی آرومش این حرف ها باشه . کاش می تونستم باهاش حرف بزنم و باهام حرف بزنه . می دونم سخته که آدم نتونه حرفشو به کسی بزنه . شاید من کاری نکردم که بتونه باهام راحت باشه ...