تبليغاتX
سبــــکـبــال

خوش است تا شب بلند سال در کنار رفیق شفیق و مونس روزهای سخت کوتاه شود .

یلدا یا به فارسی چله تون خوش

 

*****

در تحقیقات وسیع خودم در مورد کسب و کار و در آمد زایی به این نتیجه مهم رسیدم که هر چه در خدمت سرگرمی و اوقات فراغت این مردم باشه به پول می خوره .طرف خودش رو می کشه تا یه واحد صنعتی راه بندازه ، بگیر و ببند و بیار و ببر ، مجوز بگیر ، آخرش هم به خاطر عدم همکاری مسوولین در کارخونه رو ببند و برو غاز بچرون ... حالا اگه تو چند جای شهر ، میز بیلیارد بزاری  ده برابر اون در آمد داری ، سرمایت در معرض خطر نیست و ریسکش خیلی کمه ، استقبال عمومی ازش می شه ، استهلاک نداره ، با کارگر نمی خواد سروکله بزنی ، بیمه و آب و برق و گاز و ...  نداره و ...

 

آناهیتا 

                                                            از افاضات سبکبال ( قب )

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1384/09/30ساعت 20:6 توسط سبـکبال |

نوار این آهنگ ( از فیل کولینس ) رو دارم و حالا معنیشو پیــــدا کردم از سایت ابراهیم نبوی ...

 

روزی دیگر در بهشت

 

زن ، مرد را در خیابان صدا زد

آقا ممکن است به من کمک کنید ؟

هوا سرد است و جایی برای خوابیدن ندارم

آیا جایی را می شناسید ؟

 

او به راهش ادامه داد ، به پشت سرش نگاه نکرد

وانمود کرد که صدایش را نمی شنود

 

شروع کرد به سوت زدن در حالی که  از خیابان رد می شد

چنین می نمود که  از انجا ماندن عذاب می کشد

 

آه دوباره فکر کن ، آیا روز دیگری

برای تو ومن در بهشت خواهد بود ؟

 

زن ، مرد را در خیابان صدا کرد .

می توانست بیند که زن گریه کرده است

کف پاهایش تاول زده بود

نمی توانست راه برود ، اما تلاش می نمود .

 

آه دوباره فکر کن ...

آه خدایا ! ایا کسی نمی تواند کاری کند ؟

آه خدایا ! حتمن چیزی هست که تو بتوانی بگویی

 

خطوط چهره اش همه چیز را گواهی می دهد

تو می توانی ببینی که او آنجا بود

ممکن است از همه جا رانده شده باشد

چون با آنجا یکی نبود

 

آه دوباره فکر کن ...

 

Another Days in Paradiese

By : Phill Collins

 

She calls out to the man on the street

Sir, can you help me

And Ive nowhere to sleep Its cold

Is there somewhere you can tell me

 

He walks on , dosent look back

He pretends he can hear her

 

Whistle as he crosses the street start to

Seems embarrassed to be there

 

Oh think twice , Its another day for you

You and me in paradaise

Twice . its just another day for you oh think

You and me in paradaise

She`s Calls out blisters on the soles of her feet

Trying Can`t walk but she`s

 

Oh Think twice

Oh lord , is there nothing more anybody can do

Something you can say Oh lord , there must be

 

You Can  tell from the lines on her face

There you can see that she`s been

Probably been moved on from every place

There cos she dident fit in

 

Oh think twice 

 

+ نوشته شده در جمعه 1384/09/25ساعت 20:14 توسط سبـکبال |

 

از من  می خواهی که نظرمو درباره ی اون بدم . کار سختیه . این یعنی  حرف زدن با فشار احساسات رو گلوت .

تا جایی که می تونم بین ترکیب احساس و عقلم که خاطره ی اونو ساخته فاصله می اندازم تا حرف به دور از انصاف نزده باشم .

اینها که گفتم واقعیت بود ولی نه همش . اینو می دونم که ترکیب دو نفر ممکنه به هزار و یک دلیل با هم جور نباشه ولی دلیل نداره که اون ادما با کسای دیگه خوشبخت نشن .

بهت نگفتم  ، شاید دروغ گفتم  ولی اگه عاقل بوده باشی همه ی اون چه بایستی می فهمیدی از تو حرفام می گرفتی . بهت گفتم که دوست داره زن یه آدم با نفوذ و یا خیلی موفق شه ، دوست داره روابط باز با آقایون داشته باشه ، همدیگرو دوست داشتیم و ...

بهت نگفتم که شفاف نیبست ، یه بت تو ذهنش داره که هیچ کس نمی تونه جاشو بگیره ، دوست از میون خانم ها نداره ، راحت می زنه زیر همه حرفایی که زده و ...

امیدوارم به ندای فرشته ی نگهبانت گوش بدی . من گوش ندادم و تو یه بازی بی برنده کلی از جوهر زندگیمو به مرگ باختم . امیدوارم که چشات باز باشه و تصمیم درست بگیری . شاید تو گمشده ی اون باشی . همون گمشده ای که همیشه می گفت نبایستی دنبالش گشت ولی ته دلش ازپیدا نکردن  قطعه ی گمشدش می ترسید .

زندگی من فقط تجربه های مورد احتیاج منو در اختیارم گذاشته و شدم سبکبال . تو حتمن یه قصه ی دیگه داری . پس زندگی خودتو خودت باید تجربه کنی . تنها حرف من اینه که چشاتو باز کنی  ، چون بعد از عهدِ همراهی باید چشماتو به روی خیلی چیزا ببندی .

با تموم بغضی که دارم ،  دوست دارم  اون هم همراهشو پیدا کنه و بتو.نه بار زندگی  بی تکلفشو بندازه رو دوش یه مهربون گردن کلفت .

 

سطر آخر رو هم کسی نخونده ...

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1384/09/21ساعت 20:14 توسط سبـکبال |

 

زلزله می آد تو پاکستان ، کشتی گیرا دعواشون می شه ، خبرنگارا چپ می کنن با هواپیما و باطل می شن.

 وقتشه که گل یخ  لای سنگا در آد ،  فیلم رویاها اثر کوروساوا رو سینما چهار پخش می کنه ، تو برره انتخابات برگزار می شه ، آلودگی تعطیل ناک تهران مصادف می شه با شونزدهم آذر .

ماشینا اینقده زیاد شدن که جایی برا راننده ها نزاشتن ، الگانس سبز تو کوچه از کنارمون رد می شه و دل من ومهربون جر می خوره از ترس .

"فرم رک" اومده شده صاب خونه واسه ما . تپل شده بس که بهش خوش گذشته .من سرم درد می کنه .

بند زندگی گره نداره ، نازکه . می خوام دو تا دیگه بند ببندم به کمرم که یه وقت پاره نشه بیافتم بترکم .

+ نوشته شده در چهارشنبه 1384/09/16ساعت 20:28 توسط سبـکبال |

 

تا زمانی که می خواهم به تو نیاندیشم ، همچنان به تو اندیشیدن است .

پس بگذار نیاندیشم که می خواهم به تو نیاندیشم ...

                                                                                                        از آموزش های ذن

+ نوشته شده در شنبه 1384/09/12ساعت 20:31 توسط سبـکبال |

شکوفه

هـــــرگز

صد عـــکـس

پـــر نخواهد کرد

جای یک زمزمه خالی پا را بر فرش ...

+ نوشته شده در دوشنبه 1384/09/07ساعت 20:20 توسط سبـکبال |