کتاب آیا تو آن گمشده ام هستی نوشته ی باربارا دی انجلیس رو تمام کردم . کتابی بسیار مفید برای کسانی که قصد ازدواج دارند و یا زندگی متاهلی شون با کم و کاستی هایی روبروه .
چند تا نکته در باره این کتاب هست که باید مد نظر داشت که در یه جمله می شه گفت این کتاب بومی برای ایران نشده ( هر چند از ارزش های آن به عنوان یک کتاب آموزنده چیزی کم نمی کنه) .
- روابط خانم ها و آقایون در ایران هنوز اشکال سنتی شو حفظ کرده و تقریباً در تمام موارد خانمها شانس دوم یا سوم برای ازدواج ندارند . ( البته اگه دفعه ی اولشو شانس بیارن و مزدوج شن ). پس اهمیت انتخاب درست همراه خیلی مهمه و شاید همین باعث شه تا اضطراب ناشی از اون تعهد که نویسنده بر اون زیاد تاکید کرده کمرنگ شه و افراد در ایران به سمت بی تعهدی بیشتر تمایل داشته باشند.
- با توجه به شرایط و باورهای ما - اشاره مجدد به نکته اول - ازدواج ها اکثراً با دخالت مستقیم خانواده صورت می گیره و تایید عدم تایید خانواده تاثیر زیادی بر نگرش زن یا مرد می زاره . شناخت طرف مقابل بدلیل نوع منفی نگاه خانواده ها به روابط قبل از ازدواج آنچنان نمی تونه جایگاه مناسبی در انتخاب افراد داشته باشه . چه بسیار کسانی که درست یا به اشتباه توسط دختر و پسر انتخاب می شوند ولی به دلیل مخالفت خانواده ها به مشکلات متعددی بر می خورند.
- یک اصطلاح هست که توصیه می کنه "مشکلات اطاق خوابتون رو حل کنید خیلی از مشکلات زناشویی حل می شه ". کاری با این ضرب المثل اغراق آمیز ندارم چه اینکه مسایل جنسی احتمالاً معلول مسایل دیگست تا علت ، اما به هر حال حجم احساسی زیادی رو در روابط زن ومرد در بر می گیره . در جایی که دختر و پسر آشنایی چندان با این مسایل ندارند و نمی دانند که چه باید بکنند و واقعیت ها چی هستند ، بررسی این بعد مهم قبل از ازدواج رسمی تقریباً محال خواهد بود . ( البته همه فن حریفان این عرصه به مددِ جو اجتماعی زیادند ولی خوب این افراد اهل ازدواج نیستند).
- نسل قبل و قبل تر ما بر باور حکومت بلا منازع مرد (بعضاً زن) استوار شده و این نقد رفتار مردان را با تنالیته های مختلف دشوار می کند . مرد حرف اول و آخر را می زده . شاید زنهای ما بدون رای مردها به موجودات بی هدفی دچار می شده و می شوند تا آنجا که از رفع و رجوع نیاز های اولیه خودشان هم وا بمانند . امروز کمتر شده ولی از بین نرفته . دختران فقط می خواهند ازدواج کنند تا از حمایت مردی در برابر نامردمی ها برخوردار شوند . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ؛ همه چیز در این یک سویه بازار که داماد کیمیاست ، وزنه را باز هم به نفع جماعت مرد سنگین می کند تا نگاه زنان فقط نوک دماغشان را ببیند . البته مردانی هم که به زنهایی با ریشه فکری سنتی (هر چند ممکن است ظاهری امروزی به آن بدهند ) دارند میدان می دهند ، با عواقب وخیمی روبرو می شوند تا آنجا که به خدمتکارانی تمام وقت تبدیل شوند .
- و کلام آخر اینکه زن ومرد در ایران واقعاً از دو کره متفاوت و دور دستند که حصار های جهل و بدگمانی آنها را از هم دور نگه داشته ، یا آنکه به غلط کنار هم نشانده . آموزشی در این موارد وجود ندارد . دخترهای کوچک دبستانی از همان سنین باید مقنعه سر کنند و دیگر با پسران ارتباطی نداشته باشند . در آن دوران چیزی نمی فهمند اما هر چه که بزرگتر می شوند فاصله ها هول انگیز تر می شود تا جایی که در برابر جنس مقابل به تته پته بیافتند و ندانند که چه باید بکنند .
اما با تمام این تفاصیل خوندن این کتاب واجبه ...
نظم شالوده ی تمدنه . هر قدر در فرهنگ و سنن یک قوم نظم پذیری و احترام به قانون بیشتر باشه به نظر من متمدن ترن.
مردمی که به حق خودشون قانع نیستن ؛ تاکسی هایی که هر جایی از جمله وسط خیابون برای سوار یا پیاده کردن مسافر می ایستن ؛ عابرینی که هم عرض پیاده رو از تو خیابون آروم قدم می زنن ؛ آدمایی که می رن پیک نیک و همه جارو زباله بارون می کنن ؛ آدمایی که برای یه کاسه نذری از سرو کول هم بالا می رن ؛ فرش های مسجدایی که از بوی پای نمازخون ها اشباع شده ؛ کارمندایی که تا ولشون کنی میرن واسه صبحونه و ... ؛ صف نانوایی که دو نفر جلوته ولی هفت نفر از راه نرسیده نون می گیره و ... .
"وبلاگ شبنـــــم فکر مطالب قشنگی نوشته با ته مایه ی روان شناسانه "
از سر کار که می آم ، بایستی بیام کافی نت تا ساعت ده . وقت برا کارای دیگه پیدا نمی کنم .
بهانه برای خستگی بیشتر عبارته از برق قطع می شه ، کامپیوترا مشکل پیدا می کنن ، مشغولی خط و ...
خانه تکانی و دور ریختن چیزهای قدیمی جا رو برای چیزهای جدید باز می کنه . افکار قدیمی ، کتاب های قدیمی ،رابطه های راکد ، وسایل بی استفاده و ...
گمشده امروز دیگری باشه .