از باغ می برنـد تا که زندانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند
پوشانده اند صــبح ترا ابــــــــــرهای تار
تنها به این بــــــهانه که بارانی ات کنند
یوسف به این رها شـدن از چـــاه دل مبند
این بار می بـــــرند کـه زنـــــدانی ات کنند
ای گل گمان مبـر بـه شب جشن می روی
شـاید به خـاک مــــرده ای ارزانـی ات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شـــیطانی ات کنند
آب طلب نکرده همیـــــــشه مراد نیست
گاهی بهـانه است که قـــربانی ات کنند
ابوالفضل نظری
کتاب " و نیچه گریه کرد " نوشته ی" اروین یالوم " کتاب جالبی بود. داستان در انتهای قرن نوزدهم اتفاق می افتد . ارتباط نیچه با برویر که پزشک نامداری در زمان خود بوده با معانی زیبای روان کاوانه پیوند می خورد . نگاه خلاقانه ی دکتر اروین یالوم مدرس دانشگاه استانفورد (روان شناسی) سبب می شود تا ریشه های روان کاوی و لوگو تراپی در قالب داستانی که هر خواننده ای را جذب می کند پیش برود .
در دنیای واقعی نیچه و برویر هرگز با هم ملاقات نکرده اند ولی در این کتاب نه تنها عقاید نیچه به بحث کشیده می شود ، بلکه گریزی نیز به آغاز نهضت روان کاوی و فروید زده می شود .
جمله ی زیبای نیچه بار دیگر در اینجا آورده شده : " هر کس که چرایی زندگی را فهمیده باشد ، با هر چگونه ای خواهد ساخت ".
از رویای عزیز که این کتاب را به من داد تشکر می کنم و خواندن آن را به همه توصیه . ( مخصوصاً بچه های رشته ی روان شناسی) .
امروز یکی از دوستان خواست تا به منزل شان بروم . درباره ی علت دعوت چیزی نگفت و سئوال هم نتیجه ای نداشت . به شوخی گفتم که نکند جلسه ی احضار ارواح است . وقتی رفتم چند نفری بودند و بعد از اندکی صحبت شروع شد . درباره ی "گولدن کو یست –Golden Quest" بود .توضیح این بود که با خرید یکی از سکه های یادگاری آنها و به عضویت در آوردن دو نفر دیگر و ... می توانید 250 دلار بعد از هر مرحله بگیرید ( زهی خیال باطل) .
با جوانب مالی قضیه و انگیزه ی این افراد که می خواهند ره صد ساله را یک شبه بپیـمایند کاری ندارم ، بلکه حرف من در خارج شدن حجم عظیم ارز از کشور است که در ازای تکه ای طلای 24 عیار ( اگر واقعاً 24 عیار باشد ) نصیب می شود .اگر شروع کنی ، این بازی پایانی ندارد و مجبوری برای پول در آوردن دیگران را هم وارد بازی کنی ...
تصاعد زیر مجموعه ها روندی سرطانی و نجومی دارد که طمع افراد آن را آبیاری می کند . افراد زیر شاخه مسبب در آمد سر شاخه ها هستند . حجم آورده ی افراد عضو هم بالطبع بسیار است و تنها قسمت کوچکی از آن پس از واریز به حساب مدیران سازمان در خارج از کشور ، به کشور باز می گردد .
نا آگاهی افراد در خرید این ابزار ، باعث کلاهبرداری های زیادی تا به حال شده است . حتی در صورتی که مساله کاملاً سالم هم باشد ، خارج شدن مقادیر عظیم ارز از کشور در بلند مدت به ضرر تک تک ما خواهد بود .
اگر مقصود تغییر واقعی باشد باید بر آموزش و پرورش دست نهاد . مدرسه می تواند بزرگترین کارخانه ی جامعه پذیری و دموکراسی باشد. در ایران امکاناتش را داریم ولی نقشه ی جامع تغییرات که فراتر از سلیقه ی وزرا و روسا باشد نداریم . ژاپن و آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته برای پیشرفت خود ، آموزش و پرورش را بر مبنای استعداد سنجی ، هدایت صحیح در چارچوب قالب های مطلوب متناسب با جامعه ی خود قرار داده اند و نتیجه اش هم واضح و آشکار است .
آموزش و پرورش رکن اصلی توسعه ی پایدار می تواند باشد . می دانیم که فرهنگ برای تغییر ، نیاز به سالها ممارست دل سوزان دارد ، تا اگر در راه نماندند شاهد مقصود را در آغوش کشند .
آنچه از دل بر نیاید پس ناگزیر است از شکست . آنجا که معلمان غم نان دارند ، حرفی از دل بر نخواهد خواست . در متون درسی تناقضات آشکاری با باورهای خانواده وجود دارد که دانش آموز را در برابر خانواده اش به عنوان اولین آموزگاران قرار می دهد . معلمان نیز بر بسیاری از گفته های خود باور ندارند و صرف گذر ایام و رفع تکلیف به آنها می پردازند .
نهاد آموزش و پرورش در برابر وقایع روز بسیار تاثیر پذیر است و یکنواخت نگاه داشتن آن به سبک نیاکانمان عملکرد آنرا خشک و غیر کاربردی می کند . تکنیک های امروزی ، شاگرد محورند ، حال آنکه در گذشته معلم به عنوان منبع عظیم دانش فرض می شد وتمام محوریت آموزش با او بود .
به کار نگرفتن فن آوری آموزش روز دنیا ، آینده ای نه چندان بهتر روبرویمان می گسترد . شاید تمام قانون گریزی ها و تمایلمان به رهبریت شاهان و کنار آمدن با دیکتاتوران نتیجه ی آموزش سنتی معلم محوری است که هم اکنون نیز ادامه دارد .
کودک باید دموکراسی را در مدرسه و نزد معلمان فارغ از غم نان بیاموزد و گرنه هیچ گاه حق مساویش با دیگران را در آینده طلب نکرده و خود دیکتاتوری دیگر خواهد شد ... .
- دو هفته با ویندوز عزیزم مشکل داشتم و حالا بعد از چند بار نصب و فورمت ، تونستم از شر ویروس های مسخره راحت شم . فکر نکنم ویندوز xp 2005 هنوز تو اروپا و آمریکا به فراوونی ایران وجود داشته باشه . این ویندوز خودش فایروال اختصاصی داره .
- آنتی اکسیدان به موادی می گن که برا بدن مفید بوده و نقش حیاتی در جلوگیری از انواع سرطان دارن . منبع اصلی آنتی اکسیدان میوه وسبزیجاته . آنتی اکسیدان رادیکال های آزاد خون رو خنثی میکنه . با این قیمت های میوه و سبزی که امسال بدنبال سیاست مجلس محترم ، و نرسیدن میوه به دهن خلق الله ، باید منتظر افزایش سرطان در بلند مدت بود . جالب اینجاست که توصیه می شه روزی 5 بار میوه بخورین . قیمت بالای میوه باعث می شه تا در صورت خریدن میوه به نگاه کردن و اضافه کردن اون به عنوان کالای تجملاتی فقط برای کلاس گذاشتن بسنده کنیم .
- داشتن موبایل علاوه بر کار راه انداختن و فوایدش یه جور وسیله تفاخر شده . بعضی ها اینو انکار می کنن ، اما خوب که دقت کنیم می بینیم ، وقتی فردی با سر و لباس خاک آلو یا در پشت یه وانت زپرتی یا با ته لهجه ای با موبایل حرف می زنه باعث مسخره ی مردمه . چرا ، به خاطر اینکه به این وسیله به عنوان یک ابزار معمولی نگاه نمی کنیم . فکر می کنیم حتماً باید موبایل دست فوفول ها و آدم های لیسانس به بالا باشه .
- بالاخره بعد از یکسال و اندی دوباره رفتم سرکار . قبلاً تو قسمت فنی بودم و حالا به لطف رییس بهم کار دفتری دادن . کار دفتری زیاد به مذاقم جور در نمی آد . ولی خوب مزیتش در اینه که کارش سبکه .
قبل از اینکه برم سرکار از دکتر پرسیدم که برم یا نرم ، که با توجه به تعداد گلبول های سفیدم و دیگر فاکتورهای خونی گفت برو ، موردی نداره . گلبول سفید: 4600 ، هموگلوبین : 14.5 ، گلبول قرمز : 4 میلیون و پلاکت : 80 هزارتا .
- وقتی پای صحبت اکثر ایرانی ها تو مناطق مختلف می شینی از شیوه ی اداره ی مملکت ناراضین ، اما وقتی فلان مقام می آد شهرشون می بینی هوار تا آدم می ریزه دوروبر ماشین یارو . اونم با چه وضع متحجرانه ای . تو فیلما می بینیم آدما دو طرف راه عبوری می ایستن تا اون مقام کشوری رد بشه اما در استقبال های ما چنان دنبال ماشین می دون انگار که اگه دستشون به ماشین طرف نرسه واویلا ، کلی حسرت دارن که در آینده بخورن . انتخابات هامون هم همینجوره ، همه ناراضین اما می رن پای صندوق . البته بعضی ها مجبورن یا فکر می کنن که مجبورن . اگه از حکومت ناراضی هستیم باید از شیوه های مبارزه ی منفی استفاده کنیم . عدم استقبال و رای ندادن می تونه نوعی اعتراض ما برای تغییر دیدگاه های حاکمان باشه ( هر چند تو انتخابات قبلی مجلس مردم نرفتن اما الکی آمار بالا دادند) . بعضی چیز ها رو که آدم می بینه یاد این جمله ی میرزاده ی عشقی می افته که می گه : " به کجا شکوه توان کرد که در این مملکت دزدی و بی شرفی همچو مرامی اجباریست "

مجتمع توانبخشی حضرت عــــلی
مرکز نگهداری کودکان معلول و بی سرپرست
تلفن : 021 – 2445105 – 2442702 - 2448326
"
آدرس سایت منبع : http://www.diversenetoptions.com/book/index.php?section=5&page=3